دل

شعر “دل” از شاعر “علی ناصری”

دل بسته ام به یاری
حوری وشی نگاری
او میزند به جانم
چنگ، طرازکاری
من می سپارمش جان
اومی زند قمــــاری
من آن قمــــار بازی
کاشفتــه در غبـاری
برخواست آن غباری
بیمار دل به حــــالی
وآن حال خوش که دادم
غارت گری به زاری
زارست زان که عینم
خون دلش سمــــــاری

درباره haghighi

این مطالب را نیز ببینید!

اگر دیدید نشد، بدانید نکرده اید!

اگر دیدید نشد، بدانید نکرده اید! در سؤالی از محضر آیت الله بهجت پرسیده شد: …